تجربه سفر با جک جی 5 اتوماتیک پارت دوم و سوم

تجربه سفر با جک جی 5 اتوماتیک پارت دوم و سوم

در حد ديدن مخزن هاي مايعات خودرو دوباره با توکل بر خدا حرکت به سمت مقصد را شروع کرديم جلو دار گروه هيونداي توسان بود زيرا ارتفاع بلندي داشت و يک پرچم قزمر رنگ با يک سيم شبه انتن پشت ان وصل کرده بوديم که در جابجايي هاي ترافيکي در شهرها يکديگر را گم نکنيم 
وقتي از قم خارج شديم و وارد اتوبان تهران قم شديم با نکته اي جالب برخورد کردم که تازه ايجاد شده بود تغيير صداي موتور صداي موتور به نظر کمي نرمتر شده بود نسبت به زماني که در شهرکرد با ان رانندگي ميکردم دوباره نشانگر سوخت را چک کردم بله تقريبا نصف را نشان ميداد 
از طرفي خوشحال بودم که مصرف کمي دارد و از طرف ديگر نگران دروغ گو بودن نشانگر سوخت بودم تا اينجاي کار و در اين ماراتون رانندگي هيچ کدام از خودرو ها با توجه به مسير هاي انحرافي که طي شده بود نيازي به بنزين نداشتند در اتوبان تهران به دليل حجم زياد ترافيک و کنترل دقيق پليس 
خودرو ها هم سرعت مطمئنه را رعايت و کمتر خودروي سرعت بيش از 120 کيلومتر را میرفت و اين موضوع باعث شد يک مسير تقريبا 200 کيلومتري را با يک دور موتور و يک دنده طي کنيم دنده 4 دور موتور 3000 سرعت 110که چيزي کمتر از 2 ساعت براي طي اين مسير صرف شد و طي اين مدت امپر دماي اب به هيچ وجه از نصف تکان نخورد و اين حسن خوبي براي سيستم خنک کننده موتور است البته 
شايان ذکر است يکي از خصوصيات خوب اين خودرو ورود نکردن صداي فن به داخل است که در طي مسير ارامش خوبي را به سرنشينان هديه ميدهد نکته ديگر تا اينجا عملکرد بدون خطا گريبکس بود که رانندگي با يک اتومات را در مسير طولاني لذت بخش و در عين حال ساده ميکرد اما نقص بزرگ که باعث شد
که نسبت به خودروهاي دوستان کمي ازار دهنده باشد نبود کروز در اين خودرو بود که در چنين مسيرهايي با سرعت ثابت و ترافيک روان بسيار کارا و عالي است و اين سيستم در سوزوکي و سوناتا و مگان و توسان موجود بود ولي در بقيه جک و تندر 90 وجود نداشت و اين 
يک برتري کامل براي انها بود 
نزديک تهران که رسيديم چون قصد ورود به تهران را نداشتيم در مکاني مناسب توقف و براي استراحت و تعيين ادامه مسير از هراز و يا چالوس شروع به مشورت کرديم و
که با توجه به اينکه تا روز جشن 3روز ديگر وقت داشتيم دوستان به علت اينکه جاده چالوس را شلوغ و پر ترافيک دانستند و راه دور تري به مقصد داشت به سمت جاده هراز حرکت کرديم در ابتداي اتوبان کنار گذر که منتهي به جاده ابعلي ميشد سوروکي و توسان و سوناتا براي سوخت گيري توقف کردند 
که براي من جالب بود که با طي مسيري بالغ بر 580 کيلومتر چطور احتياج به سوخت گيري دارند و براي چک کردن نشانگر سوخت انها به دوستان مراجعه کردم که ديدم بله نياز به سوخت گيري دارند اما نکته جالب ان بود که جک هنوز نشانگر کمي از خط وسط پائيين تر بود و چون من ميخواستم مقدار پيمايش را دقيق داشته باشم 
اقدام به سوخت گيري نکردم و در طول مدتي که دوستان در صف جايگاه بنزين بودند به بقيه دوستان سرکشي کردم و نکته واقعا جالب انکه رنو مگان وتندر وضعيت بهتري نسبت به جک داشتند و تقريبا با اينکه مگان حجم باکي حدود 60 ليتر 5 ليتر بيشتر از جک و تندر حجمي نزديک 50 ليتر 5 ليتر کمتر از 
جک داشتند و با توجه به اينکه ما هر 3 اتومبيل را باهم به طور کامل پر و حرکت کرديم (سوزوکي - توسان - سوناتا قبلا سوخت گيري کرده بودند و از ميزان سوخت گيري انها اطلاعي نداشتم )به وضوح ديده ميشد که مصرف مگان و تندر از جک مناسب تر است 
و هردو رنو نشانگر مصرف سوخت انها بر روي نصف بود و شايد اختلاف مصرفي حدود 5 ليتر و شايد بيشتر داشتيم و اين نشان از روح فرانسوي اين دو خودرو بود 
در اين فرصت سوخت گيري که به دليل شلوغي جايگاه کمي طولاني شد از فرصت استفاده و شروع به کمي تميز کاري خودرو و پاک کردن غبار راه از روي خودرو شديم 
در اين حين فرصت شد که باز همراهان خودرو ها جابجا شوند و اين بار همراهان توسان با جک همراه شدند ونظر انها نيز بسيار مثبت بود 
بعد از سوخت گيري دوستان به سمت ابعلي به راه افتاديم و از اين جا به بعد شيب جاده به سمت بالا اغاز شد و هرچه به سمت جاده هراز ميرفتيم شيب بيشتر ميشد بخاطر توقف هاي مکرر و گاهن طولاني نزديک ظهر به ابعلي رسيديم و در کنار يک رستوران کنار جاده براي صرف نهار توقف کرديم 
که در هنگام توقف و اماده شدن براي صرف نهار متوجه شدم که شخصي دور خودرو ميچرخد و ان را وارسي ميکند که کمي نگران شدم و به بهانه پر کردن فلاکس چاي با اب جوش به سمت خودرو رفتم 
و وقتي بدون توجه به ان شخص درب خودرو را باز کردم شخص با احترام احوال پرسي کرد و اطلاعاتي از خودرو را جويا شد از نام و نوع موتور و... که من نيز در کمال ادب جواب ايشان را دادم اين دوست عزيز خودرو خود را که 
ليفان x60
بود به من نشان داد و گفت که اول قصد خريد جک اتومات داشته وبه دليل انکه اشنايي با نام نشان جک نداشته و با ليفان اشنا تر بوده ان را انتخاب کرده و تا حدودي از انتخاب خود راضي بود 
اما انهم با مشکلات کمبود قطعات و کيفيت پائين بعضي قطعات مواجه بود و با دعوت ايشان نگاهي به خودرو دوست عزيز کردم و به وضوح اختلاف کيفيت متريال داخلي مشهود بود (جک به مراتب با کيفيت تر بود ) اما نکته جالب 
فضاي عقب عالي ان بود که واقعا چشم گير بود اما به گفته صاحب خودرو مشکلات عديده موتوري و بدنه اين خودرو باعث دل زدگي ايشان شده بود و قصد خريد جک را بر اساس شنيده ها و ديده هاي خود داشت 
بعد کمي گفتگو از يکديگر خداحافظي و براي صرف نهار اماده شدم و بعد از صرف نهار و نماز دوباره به راه افتاديم 
وقتي وارد جاده هراز شديم با ترافيکي گره خورده روبرو شديم و من ناراحت از اينکه امکان دارد که با کمبود سوخت دچار شوم که با تماس دوستان مبني بر اينکه نزديک 20 ليتر بنزين در خودرو توسان 
در يک گالن20 ليتري وجود دارد کمي ارام شدم و شيب جاده و گذز از جاده زيبا و در عين حال خطرناک هراز شروع شد و ازمون ديگري براي جک 
در اين مسير گاه مجبور ميشدم که در شيب توقف کنيم که با عملکرد خوب گريبکس در حرکت دوباره در شيب مواجه شدم که در خور توجه بود موضوع ديگر که به وضوح مشهود بود بوي لنت و ديسک وصفحه خودرو ها ي گرفتار در ترافيک بود که بخاطر فشار وارد شده 
به انها بخاطر گرفت ترمز و کلاچ به صورت مکرر در شيب ايجاد شده بود اما باز از اين نظر نيز جک مشکلي نداشت بعد از گذر ار تونل ها (که سيستم اتولايت خودي نشان داد و چراغها به صورت اتومات روشن ميشدند )و رسيدن به امام زاده عبدالله بيشتر خودرو ها براي خنک شدن خودرو توقف کردند و ما نيز توقف کرديم و مشغول وارسي خودرو ها شديم 
که هيچ کدام از خودرو ها کوچکترين مشکلي از بابت وجود بو و غيره نداشتند و در طي کل مسير عملکرد بسيار مطلوب تندر 90 اتومات مشهود بود به صورتي که هيچ جاي عقب و يا کم نياورد و پابپاي همه حرکت کرد و گاهي نيز پيشي گرفت بعد از وارسي دوباره به راه افتاديم که از اينجا به بعد راه سراشيبي بود 
و بخاطر ترافيک مجبور به گرفتن ترمز متوالي ميشديم که به نحوي ديگر خودرو مورد ازمايش فني قرار ميگرفت که عملکرد گريبکس نيز در حرکت در سراشيبي مطلوب بود او خبري از اشتباه ديده نشد و عملکرد بسيار مطلوب ترمزها که اطمينان خوبي را در حرکت القا ميکرد در طول مسير به منطقه ابگرم لاريجان نزديک شديم و با توجه به 
تجربه قبلي اب گرم محلات با پيشنهاد دوستان به سمت لاريجان و استفاده از اب گرم ان حرکت کرديم و با جاده اي گردنه اي با شيب بسيار تند و جاده اي بي کيفيت روبرو شديم و در اينجا يکي از نکات منفي جک مشهود شد و بخاطر انکه تقريبا سرعت بيشتري براي طي کردن
اين مسير گردنه اي و پرشيب داشتيم و خبري از ترافيک نبود کمبود گشتاور به وضوح حس شد و کند شدن حرکت خودرو که در حين حرکت حتي تندر نيز از جک پيشي گرفت که واقعا ضد حال بدي بود 
اما در همين حين ياد گوش زد هاي محسن جان افتادم و با استفاده از تيپ ترونيک و حالت دستي خودرو و با استفاده از پر گاز رفتن و بالا بردن دورموتور خود را جلو کشيده و با اين وضعيت رانندگي شبيه رالي پيدا کرده بودم و دنده 3 دور موتور 5800 تمام دوستان را 
پشت سر گزاشتم در عين حال تسلط خوبي بروي جاده و عملکرد مطلوب فرمان و خودرو در گذر از پيچهاي تند و عدم حس از دست رفتن تعادل و چسبندگي خوب جک به جاده خود را نشان داد که باعث جبران کندي اوليه حرکت و وا خوردگي ان شد 
بعد از رسيدن به لاريجان که تقريبا در بالاي رشته کوه البرز قرار دارد ب فضايي روياي روبرو شديم فضاي که ابر هاي پائينتر از ما بودند و فضاي مه گرفته و خاک زرد رنگ و بوي گوگردي که به گاهي مشام را ازار ميداد اما به واقع فضاي زيبا داشت بعد از توقف و پارک
خودرو با تحسين دوستان از عملکرد جک روبرو شدم که به شوخي يکي از دوستان عنوان کرد که وقتي از بقيه عقب افتادي و خودرو حالت وا خوردگي پيدا کرد در خودرو خنديدم و به همراهانم گفتم که چيني چيني و بلاخره کم مياره 
که ناگهان با سبقت جک از کنار خودم مواجه شدم که همراهانم به طعنه گفتند ديدي بهش برخورد حالا کي چينيه 
که من نيز توضيح دادم که کمبود گشتاور به وضوح ديده شد اما به لطف گريبکس تيپ ترونيک ان توانستم که با اعمال حداکثز گشتاور در دنده 3 و بالا بردن دور موتور از حداکثر عملکرد موتور استفاده و عقب افتادگي را جبران کنم 
که گويا دوستان عزيز در مگان و تندر نيز همين کار را انجام داده بودند و اما سوزوکي و توسان و سوناتا با توجه به حجم 2400 و قدرت بيشتر و گشتاور بيشتر با همان حالت اتومات مسير را طي کرده بودند 
که نشان از برتري تواني خودروهاي انها داشت و با توجه به اينکه جک دومين خودرو کم حجم بين گروه بود باز از عملکرد ان و حفظ ابروي که کرد از ان راضي بودم دوست ديگر که با تندر 90 اتومات بود با توجه به تقريبا صفر بودن خودرو از عملکرد ان و انتخاب خود کاملا راضي بود 
بعد از پارک خودرو ها و کرايه اقامت گاه و استفاده از اب گرم طبيعي با طعم گوگرد زياد و استراحت و گزراندن شب صبح براي ادامه راه اماده شديم که موردي عجيب روبرو شديم 
جک و تندر و توسان استارت نميخوردند و اصلا برق پشت امپر نداشتند که باعث تعجب ما شده بود که هرچه وارسي کرديم به نتيجه اي نرسيديم تا اينکه با مراجعه به يک اپاراتي نزديک پارکينگ به نتيجه اي نرسيديم (فقط يک اپاراتي وجود داشت که يک بچه داخل ان بود و فقط به تنظيم باد خودرو ها مشغول بود و بس و گويا پدر پسر بچه به شهر براي تهيه وسائل مراجعه کرده بود و پسر بچه وظيفه تنظيم باد خود روها را داشت)و اجبارا به يک مغازه خوار وبار فروشي راهنماييي و براي تعميرکار خواستيم که اين دوست عزيز با خنده معنا داري گه نشان
از مطلع بودن از مشکل ايجاد شده داشت بيان کرد که اولا اينجا تعميرکار وجود ندارد ولي خودم مشکل را برطرف ميکنم که با ما همراه شد و با کمي وارسي موتور هر 3 خودرو ابتدا واير شمع خودرو ها را باز و شمع ها را خارج و داخل انها را با پمپ بادي که در اپاراتي
شروع به خشک کردن داخل واير و شمع ها کرد و سپس سر باطري ها را جدا و با يک سمباده ساده شروع به زدودن زنگار ايجاد شده بر اثر رطوبت منطقه کرد و بعد از اينکار و قرار دادن سر باطري با تک استارت هر 3 خودرو روشن شدند و اين مغازه دار محترم 
يا بهتر بگويم تعميرکار عنوان کرد که اين مشکل در اينجا طبيعي است و بخاطر رطوبت بالاي منطقه مخصوصا رطوبت صبح گاهي که باعث نفوذ اب به داخل شمع ها و واير و ايجاد زنگار دور سر باطري ها ميشود که با پاک کردن اينها مشکل بر طرف ميشود 
مضوع جالب انکه چرا براي ديگر خودرو هاي همراه (مگان- سوزوکي و سوناتا ايجاد نشده بود )که به نظز بخاطر عايق بندي و يا کيفيت بالاتر قطعات بوده (البته نمتوان حتمي گفت )بعد از رفع مشکل به سمت بابل به راه افتاديم که موردي ديگر نمود پيدا کرد
که صداي (شر شر ) عجيب سوپاپ ها بود که باعث وارسي دوباره من شد که با مشورت دوستان اين موضوع در تندر 90 و مگان نيز تقريبا با شدت کمتر ايجاد شده بود که به گفته يکي از دوستان بخاطر تغيير ارتفاع و ورد خودرو از يک منطقه کم فشار به يک منطقه پرفشار ايجاد شده 
و مشکلي نيست و عادي است (که بنظر ميرسيد که اگر خودرو به تکنولوژي تنظيم متغير سوپاپ مجهز بود شاهد بروز چنين مشکلي نبوديم )با اطمينان از اين موضوع که اين مورد مهمي نيست به حرکت ادامه داديم که متوجه روشن شدن چراغ نشانگر مصرف سوخت خودرو شدم
و با دوستان موضوع را مطرح کردم و فرصتي شد که به تندر 90 و مگان سرکشي داشته باشم تا وضعيت سوخت انها را نيز چک کنم ومقايسه اي با جک داشته باشم و مورد جالب انکه هنوز مگان و تندر تقريبا کمي کمتر از يک خط داشتند و نشان از کم مصرفتر بودن اين دو خودرو نسبت به جک حکایت داشت 
با پر س جو از اهالي منطقه متوجه شديم تا جايگاه بعدي مسيري بيشتر از 70کيلومتر داشتيم (البته جايگاه نزديکتري بود اما به دليل تعميرات بسته بود )که باعث نگراني بود اما طرف ديگر اطمينان به 20 ليتري بنزين ذخيره همراه دوستم نگراني را کم ميکرد و زمان خوبي براي تست 
حداکثز پيمايش با يک باک پر در شرايط مختلف جاده اي و رانندگي که با توجه به اين موضوع شروع به ادامه مسير کردم و به طرف جايگاه سوخت براه افتاديم ............

 

قسمت سوم

به طرف جايگاه سوخت براه افتاديم ............
در تمام طول مسير نگاهم به نشانگر بنزين بود و نگراني از بابت اینکه فشار و يا مشکل در سيستم سوخت رساني بخاطر کمبود سوخت ایجاد نشود(همانطور که همه دوستان ميدانند هيچ چيز براي خودرو هاي انژکتوري با پمپ دوگانه برقي بدتر از اتمام سوخت نيست )وبا نگراني به راه ادامه ميدادم و وسوسه به دست اوردن
ميزان دقيق مصرف سوخت جسارت انجام دادن اين ريسک را به من ميداد فقط تنها مزيتي که به کمک خودرو امد سراشيبي ملايم جاده و ترافيک روان بود که اجازه ميداد بدون فشردن پدال گاز طي مسير کرد بعد از طي حدود 64 کيلومتر بلاخره به جايگاه سوخت رسيديم وسوخت گيري توقف کردم و دقيق کيلومتر شمار را يادداشت کردم
و به يادداشت شروع حرکت مراجعه کردم تا ببينم چه مسافتي را با يک باک پر در اين شرايط مختلف رانندگي طي کرده ام شروع حرکت-3910 ميزان کيلومتر کنوني 4572 که به عبارتي 662 کيلومتر طي شده بود که به نظر خودم با توجه به شرايط رانندگي و بار
تقريبا مناسب بود وقتي براي سوخت گيري توقف کردم و در صف جايگاه بودم فرصتي شد که به دو رقيب کم مصرف سرکشي بکنم و با موضوع جالبي برخورد کردم رنومگان نيز چراغ
نشانگر سوخت ان روشن شده بود و به گفته دوست عزيز تقريبا از1کيلومتر مانده به جايگاه نشانگر اخطار اتمام سوخت روشن شده است که ايشان نيز به جايگاه سوخت گيري مراجعه کرد و ريسک ادامه راه را نکرد و با احتساب انکه به احتمال زياد حداکثر تا 70 کيلومتر ديگر بتوان با ان رانندگي کرد
و با توجه به اينکه 5 ليتر بيشتر از ظزفيت باک جک حجم دارد ميتوان نتيجه گرفت که تقريبا ميزان مصرف هر دو خودرو به يک ميزان بوده و که با احتساب احتمال حرکتي مگان به 732 کيلومتر میشود.
بعد از چک کردن مصرف سوخت مگان و حرکت مگان به طرف صف جايگاه براي سوخت گيري به تندر 90 اتومات مراجعه کردم و جالب انکه هنوز نشانگر کمي بالاتر از حد اخطار بود و با وسوسه کردن دوست عزيز که نگران نباش ذخيره موجود است و شما به راه ادامه بده و
ميزان دقيق مصرف را به دست بيار و تشويق دوست عزيز او را مجاب کردم که با همين وضعيت به راه ادامه بدهد و براي متعادل بودن مقايسه از لحظه روشن شدن چراغ 70 کيلومتر بيشتر طي نکند و از بنزين ذخيره در صورت لزوم استقاده کند. که دوست عزيز موافقت کرد
و از اين به بعد من نير با تندر همراه شدم و همراهان تندر به جک منتقل شدند و براي خودم نيز ديدن عملکرد تندر اتومات وسوسه کننده بود بعد از اتمام سوخت گيري مگان و جک و همراه شدن بقيه گروه با تندر به را افتاديم و در همان شروع حرکت نرمي تعويض دنده تندر خيلي خوب بود
و حتي کمي بهتر از جک در طول مسير حرکت که به صحبت و گرفتن اطلاعات و بحث در مورد مسائل مختلف از خودرو گرفته تا کار مشغول بوديم به نکات ريز و درشت عملکرد تندر توجه داشتم و متوجه شدم که معکوس کشيدن گريبکس در حالت اتومات در حين فشار پدال
کمي سريع تر از جک است و دنده ها در دور موتور پائينتري تعويض ميشوند که اين يکي از دلايل مهم کم مصرف تر بودن تندر نسبت به جک و شايد مگان بود فضاي داخلي تندر براي يک خانواده 4 نفره مناسب است و فضاي خوبي را فراهم ميکند اما صندلي ها اصلا خوب نبود
و بيشتر شبيه نيمکت بودند که بخاطر همين راننده کمي خسته شده بود با پيشنهاد به دوست عزيز توقف کرده و من پشت رل قرار گرفتم که دوستم کمي استراحت و من نيز تجربه اي هرچند کوتاه با اين روماني - فرانسوي دورگه داشته باشم
اولين نکته که در حين حرکت با تندر جلب توجه ميکرد سفتي فرمان نسبت به جک بود اما عملکرد دقيقي داشت و ازار دهنده نبود موضوع ديگر ايجاد حالت گهواره اي در عبور با سرعت از روي پستي بلندي هاي جاده و ارتفاع بالاتر ان نسبت به ديگر خودرو ها مشهود بود .عملکرد گريبکس بسيار
دقيق و بدون اشتباه بود و فقط همان موضوع تعويض دنده ها در دور موتور کمتر تعویض دنده تقريبا در دور موتور 3500 الي 4000 صورت میگرفت در صورتي که در جک دنده ها در دور موتور 4000 الي 4800 تعويض ميشدند
گشتاور وقدرت تندر به نظر کافي ميرسيد و به دليل سراشيبي بودن مسير نميشد دقيق در مورد اينکه ايا کمبود قدرت و گشتاور حس ميشود يا نه نظر داد اما در کل عملکرد بسيار مطلوب و ارامي داشت و به نظر خودم در مقايسه با عملکرد جک نرمتر و ارام تر بود و
گريبکس کمتر به موتور فشار وارد کرده و از ان انتظار قدرت داشت و براي يک رانندگي ارام و در ترافيک روزانه بسيار مناسب بود اما با توجه به گفته هاي صاحب خودرو ميشود در شزايط نياز از ان انتظار عملکرد سريع و پر فشار را نيز داشت
البته به نظر خودم رانندگي با تندر اصلا لذت بخش نبود و جک به مراتب رانندگي لذت بخش تري دارد و اين عدم لذت رانندگي قسمتي ناشي از طراحي ساده و ابتدايي مجموعه داشبورد و کنسول تندر بود که هنوز با اينکه خودرو بسيار کم کار بود صداي وز وز گاهي از
داشبورد شنيده ميشد و فرمان به نظر دو رنگه ميرسيد و به نظر کيفيت پائيني داشت از ديگر موارد منفي در تندر ميتوان به نيروي گرانش اعمال شده به راننده و سرنشينان در پيچ هاي تند باشاره کرد که قسمتي بخاطر طراحي بد صندلي ها قسمتي بخاطر ارتفاع زياد خودرو و قسمتي بخاطر فنر بندي ان بود که باعث
ميشد در هر پيچ تند سرنشينان مجبور به حفظ تعادل خود شوند که نکته اي بسيار منفي است و در اين پيچها عملکرد تندر باعث ايجاد حالت از دست رفتن تعادل و حس سر خوردن و جدا شدن لاستيک عقب را ايجاد ميکرد البته اين فقط در حد ايجاد حس بود و چنين موضوعي ديده نشد
اما اين موارد باعث از بين رفتن ارامش و ايجاد حالت استرس در رانندگي ميشود که بسار نکته منفي است در صورتي که هيچ کدام از اين موارد در جک و حرکت با ان ديده نميشود که برتري بي چون چراي جک را در اطمينان در حرکت و جلوگيري از خستگي رانندگي با ان را نشان ميدهد
نکته ديگر در تندر مشهود بود ترمز هاي عالي ان بود که شايد از جک نيز بهتر بودند و اصلا نياز به فشار بر پدال ترمز براي کاهش سرعت ديده نميشد
اما در يک جمع بندي کلي برتري کامل به نظر من از بيشتر لحاظ با جک بود و رانندگي با جک را بيشتر پسنديدم
همچنان که توجه به نکات تندر داشتم به ابتداي جاده بابل -امل نزديک شديم و براي استراحت نزديک يک پارک جنگلي توقف کرديم
نکته جالب در طي مسير ي نزديک 40 کيلوتري ان بود که نشانگر اختار اتمام سوخت تندر تازه روشن شده بود که با توجه به فاصله کمتر از 70 کيلومتري تا مقصد پيشنهاد ادامه حرکت را به دوست عزيز دادم که قبول کردند و با احتساب 70 کيلومتر باقي مانده ميزان پيمايش تندر 772کيلومتر ميشود وقتي که از تندر پياده شدم در همين مسافت کوتاه احساس خستگي ميکردم و جک و رانندگي با ان بيشتر در چشمم جلوه ميکرد
بعد از کمي استراحت و استفاده از فضاي زيباي جنگل که تمام کوه را نيز در بر گرفته بود دوباره به راه افتاديم اما اين بار باز به جک برگشتم و به نظرم زيباتر شده بود نکته که بعد از راه افتادن هنوز وجود داشت صداي شرشر سوپاپ ها در هر بار کم و زياد شدن دنده
و گاز خودرو بود که کمي روي اعصاب تاثير ميگزاشت در صورتي که اين موضوع در رانندگي با تندر گرچه کمي وجود داشت ولي بسيار محدود بود و قتي نزديک دوراهي امل بابل شديم به سمت بابل حرکت کرديم و به سمت مقصد نکته جالب در حين حرکت تنفس بهتر
خودرو و کم گاز خوردن ان و ساده تر حرکت کردن خودرو بود به صورتي که اگر صداي گاهي شرشر سوپاپ ها وجود نداشت شايد ديگر
هيچ صداي از خودرو شنيده نميشد و خودرو به نظرخيلي روان و راحت حرکت ميکرد برخلاف زمان رانندگي در شهرکرد که به نظر صداي موتور بيشتر و بيشتر گاز ميخورد که اين موضوع با توجه به هواي که نرمي خاصي داشت برخلاف هواي خشک شهرکرد
رانندگي را بسيار لذت بخش ميکرد حتي به نظر عملکرد کمکها نيز نرمتر شده بود در مسير بابل به مقصد نزديک شديم (روستاي کمانگر که تقريبا با بابل نزديک 10 کيلومتر فاصله داشت )و بلاخره به مقصد رسيديم و وارد روستا شديم فضاي بسيار زيبا و سرسبز روستا
و هواي عالي مناظر زيبا خستگي راه را همين ابتداي ورود از تن خارج کرد در ابتداي ورودي روستا توقف کرديم تا هم کمي سر و وضع خود را مرتب کنيم و هم اينکه کمي رفع خستگي کرده و تا وقتي با ميزبان روبرو شديم به ميزبان خستگي و سختي را ه را انتقال ندهيم
و ورودي با نشاط و سرزنده داشته باشيم (که به تمام دوستان عزيز که به مسافرت ميروند وقصد منزل ميزباني را دارد انجام اينکار را توصيه ميکنم )بعد از صرف چاي و لذت بردن از مناظر و هواي پاک روستا با نسيمي که همراه با رطوبتي ملایم بود صورت و روح انسان را
جلا ميداد و مشاهده حرکت دسته هاي از مراغابي و غاز هاي خانگي که به طور منظم پشت سرهم حرکت ميکردنند که باعث خنده ناخوداگاه انسان مي شد همه این شرایط خستگي راه به طور کامل بر طرف میکرد بعد از رفع خستگي به طرف منزل ميزبان به راه افتاديم و بعد طي مسيري کوتاه به منزل ميزبان رسيديم و
با توجه به مصرف سوخت خودرو هاي گروه اولين نتيجه اي که از مقايسه خودرو ها بر اساس مصرف ميتوان گرفت ان بود که تندر 90 اتومات
برنده عنوان کم مصرف ترين خودرو اين گروه شد(که بخاطر حجم کمتر موتور و گريبکس عالي و ارام ان است ) و لقب پر مصرف ترين به طور مشترک به سوزوکي و توسان براساس سوخت باقي مانده رسيد
و در يک مقايسه بين کم مصرف ها(3 خودروي که همزمان به طور کامل سوخت گيري شده بودند )ميتوان نتيجه زير را مشاهده کرد
تندر 90 1600 اتومات=حجم باک 50 ليتر 772کيلومتر
مگان 2000 اتومات =حجم باک 60 ليتر ميزان پيمايش 732کيلومتر
جک 1800 اتومات = حجم باک 55 ليتر ميزان پيمايش 662 کيلومتر
(حال دوستان زحمت محاسبه ميزان مصرف سوخت را به عهده بگيرند )

بعد از استقبال گرم ميزبان وارد خانه زيباي روستايي با سقف سفالي و محوطه زيباي داخل منزل شديم و.....

کاربران گرامی با عضویت در سایت می توانند براحتی به ثبت نظرات، پیشنهادات و انتقادات اقدام نمایند.

با سلام من يك خودرو جي 5 اتومات دارم
وقتي باران شديد و يا كارواش ميبرم در حالت p قفل ميشود و بعدش دنده ها به سختي جا ميخوره خصوصا دنده عقب كه بسيار تكان شديدي ايجاد مي كند و چراع چك روشن ميشود.
يكبار هم براي اين موضوع بردم نمايندگي ولي متاسفانه/خوشبختانه به محض روشن كردن در تعميرگاه درست شد.
لطفا علت را ارائه فرمائيد.
1393/12/23
|
01:12